این قدرتمندترین راهکار برای پایان دادن به اختلاف است

این قدرتمندترین راهکار برای پایان دادن به اختلاف است

شاید برای شما هم روزهای تلخی پیش‌آمده باشد که با همسرتان سر یک موضوع به تفاهم نرسیده‌اید و اگر کارتان به دعوا نکشیده باشد، در بهترین حالت از هم دلخور شدید. شاید یکی از شما قهر هم کرده باشد و تا چند روز، سایه سرد تلخی‌ها، زندگی‌تان را به چالش کشیده باشد. در این شرایط چکار کردید؟ بهترین راه‌حلی که پیدا کردید چه بوده؟ چطور سعی کردید از تکرار آن جلوگیری کنید؟ اصلاً متوجه شدید چرا این اتفاق می‌افتد؟ من میخواهم یک راهکار بسیار قدرتمند و واقعی را به شما پیشنهاد کنم.

 

دلیل اصلی این جنگ‌ودعواها چیست؟

خانواده محل زندگی افراد مختلفی است که در کوچک‌ترین حالت، توسط دو نفر که در دو خانواده مختلف رشد یافته‌اند، به‌عنوان زن و شوهر تشکیل می‌شود. وجود دو نفر در یک‌خانه و به‌عنوان یک خانواده، با منافع و منابع مشترکی که هر کس تلاش می‌کند آن را به سمت خود جذب کند، عرصه ظهور اراده‌های مختلفی است که به‌زودی در تقابل باهم قرار می‌گیرند.

 

منشأ اراده‌های مختلف ما چیست؟

هرکدام از ما خواسته‌هایی داریم که ناشی از باورها و علایق ماست. چیزهای زیادی باورهای ما را می‌سازد که اغلب بی‌پایه و اساس‌اند. ما بدون داشتن دلایل محکمی به‌درستی این باورها معتقد شده‌ایم؛ درحالی‌که واقعاً درست نیستند. چیزهای زیاد دیگری هم هستند که به آن‌ها میل و رغبت داریم ولی نمی‌دانیم چرا؟ چیزهایی که با آن‌ها خو گرفتیم و انس پیدا کردیم هم، ناخودآگاه روی انتخاب‌های ما اثر می‌گذارند. همه این‌ها منشأ تصمیم‌ها و اراده‌های ما است؛ یعنی تمام باورهای درست و غلط ما، عادت‌ها، علاقه‌ها و چیزهایی که با آن مأنوس شدیم. با توجه به اینکه منشأ این اراده‌ها کاملاً شخصی است، پس در دو نفر، دو اراده یکسان وجود ندارد. حال اگر بخواهیم یک تصمیم را به دو نفر بسپاریم که منشأ اراده آن‌ها وحدت ندارد، چه اتفاقی می‌افتد؟ دو حالت بیشتر وجود ندارد. یا یکی کوتاه می‌آید و میدان را در اختیار دیگری می‌گذارد یا هر دو پنجه در پنجه هم می‌شوند تا هر کس زورش بیشتر است، اراده‌اش غلبه پیدا کند؛ ولی تا کی؟

 

نتیجه این تقابل اراده‌ها چه خواهد شد؟

زندگی مشترک لحظه‌لحظه‌اش انتخاب و تصمیم است. به‌این‌ترتیب هرروز باید در محیط خانه، منتظر جنگ‌ودعوای جدیدی باشیم و خانه و خانواده‌ای که قرار بود محل آرامش ما باشد، محل نابودی تمام استعدادها و ظرفیت‌های ما خواهد شد. ازاین‌رو قرآن می‌فرماید: «شما در لبه‌ی آتش ایستاده بودید و ما شمارا نجات دادیم.» زن و شوهر حداقل اعضای یک خانواده‌اند و با فرزند آوریِ چنین خانواده‌ای، تعداد اعضا بیشتر می‌شود و این یعنی اختلاف هم بیشتر می‌شود. پس با این تفسیر باید منتظر حوادث بدتری بود که ناشی از این رقابت بی‌پایان و جنگ اراده‌های ناهمسو است. قرآن کریم می‌فرماید در چنین شرایطی ما شما را نجات دادیم. این راه نجاتی که قرآن معرفی می‌کند چیست و چگونه می‌توان با رسیدن به این نعمت بزرگ از چنین آتشی رهایی پیدا کرد؟ برای پاسخ به این پرسش در ادامه با من همراه باشید.

 

بیایید ابتدا یک تجربه را بررسی کنیم.

کمی به عقب برگردید. روزهای خوب و خوش زندگی‌تان را به خاطر بیاورید. روزی را به خاطر بیاورید که قرار بود تصمیم مشترکی بگیرید و کار مشترکی را انجام دهید. روزی را به خاطر بیاورید که هردوی شما از هم راضی بودید و در دلتان احساس می‌کردید چقدر به هم علاقه دارید. احتمالا با خود می‌گفتید: «چه روز خوبی. چه اتفاقات خوبی. وای چقدر دوستش دارم. کاش امروز هیچوقت تموم نشه!»

در این روز خاطره‌انگیز رفتار خود و همسرتان را ارزیابی کنید. احتمالاً با تمام وجود سعی کردید به هم محبت کنید. کوتاه بیایید. گذشت کنید. سخت‌گیری نکنید و امیال خودتان را کنترل کنید. حالا به این فکر کنید که آن روز در چه فضایی بودید که توانستید با چنین ظرفیتی عمل کنید و این کارهای بزرگ را انجام دهید تا درنهایت از نتیجه آن راضی باشید؟! انسانی که ناخودآگاه همه‌ی کارهایش را برای رسیدن به سود انجام می‌دهد، چرا حاضر شده گذشت کند یا بدون اینکه محبتی ببیند، مهرورزی کند و یا محبت کوچکی را با کاری بزرگ‌تر جبران کند؟ شاید برانگیختگی احساسی عامل آن باشد و شاید هم یک راز بزرگتر در آن نهفته است. قطعا برانگیختگی احساسی برای مدت زیادی پایدار نمی‌ماند و به زودی فرد به رفتار چالش برانگیز خودش بازخواهد گشت؛ اما در افرادی که این دسته از رفتارها به صورت پایدار دیده می‌شود و دائم هم بیشتر می‌شود باید به دنبال یک راز بزرگ بود. مصداق بارز چنین افرادی شهدا هستند. برخورد آن‌ها با همسر و فرزندانشان مملوء از گذشت، محبت، مهرورزی بی حد و حساب، عشق ورزی بی پایان و تلاش است. قرآن کریم این راز بزرگ آفرینش را برملا می‌کند.

 

نعمت بزرگی که قرآن به ما داده چیست؟

بگذارید ببینیم چگونه می‌توان این آتش خانمان‌سوز دعوا و اختلاف خانوادگی را به گلستان تبدیل کرد و چون ابراهیم ع سرفراز و آرام از آن خارج شد؟ قرآن راز سرد شدن آتش اختلاف و گلستان شدن آن را چه چیزی معرفی می‌کند؟

قرآن کریم در سوره مبارکه آل‌عمران می‌فرماید:

«وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا ۚ وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَ كُنْتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهَا ۗ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ»[1]

یعنی:

«و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده و گروه‌گروه نشوید؛ و نعمت خدا را بر خود یاد کنید آنگاه‌که [پیش از بعثت پیامبر و نزول قرآن] با یکدیگر دشمن بودید، پس میان دل‌های شما پیوند و الفت برقرار کرد، درنتیجه به رحمت و لطف او باهم برادر شدید و بر لب گودالی از آتش بودید، پس شمارا از آن نجات داد؛ خدا این‌گونه، نشانه‌های [قدرت، لطف و رحمت] خود را برای شما روشن می‌سازد تا هدایت شوید».[2] ‏‎

بنا بر نظر مفسرین حبل الهی در این آیه، قرآن و اهل بیت علیهم السلام هستند. آیه شریفه می‌فرماید: «نعمت ما این بود که درحالی‌که باهم دشمن بودید، میان دل‌های شما، پیوند و الفت ایجاد کرد.» همچنین در آیه شریفه دیگری می‌فرماید:

« وَأَلَّفَ بَينَ قُلوبِهِم ۚ لَو أَنفَقتَ ما فِي الأَرضِ جَميعًا ما أَلَّفتَ بَينَ قُلوبِهِم وَلٰكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَينَهُم ۚ إِنَّهُ عَزيزٌحَكيمٌ »[3]

یعنی: «و دلهای آنها را با هم، الفت داد! اگر تمام آنچه را روی زمین است صرف می‌کردی که میان دلهای آنان الفت دهی، نمی‌توانستی! ولی خداوند در میان آنها الفت ایجاد کرد! او توانا و حکیم است!»

این همان اتفاقی است که باید بیافتد تا ما بتوانیم به نزاع و دعواها در خانواده پایان بدهیم. رهبری حکیم و مرجع عالی‌قدرمان می‌فرمایند:

«... این دست قدرت خداوند است که مالک دل‌هاست؛ که «قلب المرء بین اصبعی الرّحمن». خدای متعال است که دل‌ها را عازم می‌کند، جازم می‌کند، اراده‌ها را بسیج می‌کند...»[4] ‏‎

 

نتایج آیه شریفه

دو شخص با دو اراده نمی‌توانند باهم متحد شوند، بسیج شوند و یک حرکتی را ایجاد کنند که در اینجا نتیجه این حرکت، تعالی خانواده و دستیابی به آرامش است. کسانی که اهل روانشناسی و جامعه‌شناسی و این علوم هستند و می‌خواهند برای خانواده راهکار بدهند هزاران ساعت در مورد روش‌های حل اختلاف صحبت کرده‌اند. صدها راهکار تدوین کرده‌اند که زن باید این کار را بکند و مرد باید این کار را بکند تا اختلاف پیدا نکنند. پدر و مادر باید با بچه‌ها این‌طور رفتار کنند تا باهم درگیری پیدا نکنند؛ البته خیلی دقیق‌تر و کامل‌تر از این مباحث را قرآن و مفسرین حقیقی آن یعنی اهل‌بیت علیهم‌السلام فرموده‌اند؛ چون علوم تجربی به‌شدت خطاپذیرند؛ شناخت این علوم از عوامل تأثیرگذار روی موضوع ناقص است. آن‌ها به‌درستی نمی‌توانند هم عوامل و هم عواقب دستورالعمل‌هایی که ایجاد می‌کنند را پیش‌بینی کنند؛ اما سخن دین خطاناپذیر و کامل است و همه جوانب را در نظر گرفته است؛ لکن یک نکته مهم و اساسی وجود دارد که غفلت از آن موجب می‌شود نتوانیم به‌خوبی از این دستورات کامل و جامع استفاده کنیم. آن نکته مهم این است که در کجا امکان تحقق این دستورات وجود دارد. زمانی که هر دو تابع این دستورات باشند و به آن‌ها عمل کنند. چگونه اراده‌های دو نفر به وحدت می‌رسند و همسو و متحد می‌شوند؟ در بخش پایانی می‌خواهم پاسخ را به صورت روشن بیان کنم.

 

راه‌حل چیست؟

گفتیم که اراده‌ها، منشأ مختلفی دارند که در هر کس به‌صورت شخصی است و متعلق به خودش است؛ ولی قدرتی در انسان وجود دارد که با به‌کارگیری آن می‌تواند اراده‌هایش را با شخص دیگری متحد کند. آنچه موجب ایجاد وحدت می‌شود، استفاده از این قدرت ذاتی انسان است. نام این قدرت، وحدت پذیری قلب است. قلب بعد عمیقی از وجود آدمی است که می‌تواند منشأ تحرک همه اراده‌ها قرار گیرد و بر سایر عوامل تحریک اراده، غالب شود. قلب آن‌چنان قدرتمند است که وقتی اراده‌ای می‌کند، دیگر سایر عوامل نمی‌توانند به‌راحتی روی آن اثر بگذارند. قلب فراتر از عقل هم قدرت آن را دارد که اراده‌اش را حاکم کند و هم شخصیت انسان را بسازد و از همه مهم‌تر اینکه قلب‌ها می‌توانند با هم متحد شوند. اگر قلب‌ها را متحد کنیم یعنی اراده‌ای متحد پیدا کرده‌ایم و آن وقت دستورات و تعالیم دینی هم می‌تواند این وحدت را تقویت کند. چون اراده‌ی قلب تبعیت از این دستورات خواهد بود.

 

قلب چگونه اراده‌ها را متحد می‌کند

از آیه شریفه و توضیح رهبر انقلاب در مورد حدیث قدسی (‎ ‎‏قَلْبُ المرء بَیْنَ إصْبَعَیِ الرَّحْمنِ) نکته مهمی به دست می آید که حضرت امام خمینی رضوان الله علیه آن نکته را اینگونه بیان می‌کنند:

«در حدیث قدسی است که می‌فرماید: ‏‏لا یَسَعُنی أَرْضِی و لا سَمائی، بل‏‎ ‎‏یَسَعُنی قَلْبُ عَبْدِیَ الْمُؤمنِ.[5]‏‎‎‏ هیچ موجودی آینۀ جمال محبوب نیست،‏‎ ‎‏مگر قلب مؤمن. متصرّف در قلب مؤمن، حق است نه نفس. کارکُن در‏‎ ‎‏وجود او محبوب است. قلب مؤمن، خودسر نیست؛ هرزه‌گرد نیست:‏‎ ‎‏قَلْبُ الْمُؤْمِنِ بَیْنَ إصْبَعَیِ الرَّحْمنِ، یُقَلِّبُهُ کَیْفَ یَشاءُ.[6]‏‎‎‏ دست حق در مملکت‏‎ ‎‏‎‏‏قلب او متصرف است؛ تقلیب و تقلب قلب او با خود حقّ تعالی‏‎ ‎‏است...‏»[7]

آری! آن راز همین است. دل‌ها دست خداست.

 

امَنْ أَصْلَحَ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ أَصْلَحَ اللَّهُ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النَّاسِ

 هر کس [رابطه] میان خود را با خدا اصلاح کند، خدا [رابطه] میان او و مردم را اصلاح فرماید

 

 

مسیر حقیقی اتحاد دل‌ها

پس برای اینکه اراده‌های ما متحد شوند کاری که باید انجام دهیم، پاک کردن دل از عواملی است که مانع تابیدن نور خدا به قلبمان شده است. هرچه دل را به خدا نزدیک‌تر کنیم، این نور الهی در دل‌های ما وحدت ایجاد می‌کند. زن و شوهر برای رسیدن به هم باید راهی از درون خود را به سمت نور الهی بپیمایند تا تحت نور الهی و باقدرت الهی دل‌هایشان باهم متحد شود. آن‌وقت است که سایر دستورات دینی هم جایگاه خود را پیدا می‌کند و توصیه‌هایی که دین عزیز به زن و شوهر در مورد رفتار باهم کرده، کارگر و اثرگذار می‌شود.

رهبری عالیقدر می‌فرمایند:

«یاد خدا را نباید از قلم انداخت. ما هرچه داریم، از توسل و توجه به حضرت ربوبیت است؛ اوست که دلها را به سمت اهداف والا متوجه میکند؛ اوست که دلها را قرص میکند؛ اوست که دلها را بر روی یک نقطه‌ی ویژه مجتمع میکند. انسانها با هیچ ترفندی نمیتوانند دلها را جذب و مجتمع کنند؛ این دست قدرت الهی است، این کار خداست.»[8]

 

تولد یک انسان از دو انسان به نحو هویت جمعی

اگر بخواهیم اراده‌ها متحد شوند، جنگ و نزاع و دعوا از بین برود و خانواده برای ما امنیت و آرامش ایجاد کند، احساس خوشبختی و سعادت ایجاد کند، زمینه تعالی و پیشرفت ایجاد کند و همه‌ی این‌ها در آتش دعواهای زن و شوهر نسوزد و از بین نرود، باید قلب را به نور الهی منور کنیم تا ذیل نور حق، اراده‌های ما جهت الهی به خود بگیرد و اراده‌های حقی که در جهت الهی قرارگرفته‌اند و برآمده از دل‌های منور به نور حق‌اند، هرگز باهم تقابل پیدا نمی‌کنند. نور حق، نور وحدت است و وحدت‌آفرین است. باید دل‌ها را در معرض این نور قرار داد تا وحدت میان ما حاکم شود و آتش نزاع بر ما سر شود. حاصل این وحدت دستیابی به هویت جمعی است. هویت فردی مانند دو لیوان آب هستند و وقتی در یک پارچ آب ریخته می‌شوند به هویت جمعی می‌رسند. یعنی دیگر دو لیوان آب نیستند؛ بلکه یک پارچ آب هستند. به این ترتیب دو رود هم که به دریا بریزند دیگر دو رود نیستند؛ بلکه یک دریا هستند. از ازدواج دو انسان به نام زن و مرد به ترتیبی که عرض شد باید یک انسان متحد و واحد تشکیل شود.

از طریق دستیابی به هویت جمعی برای همیشه اختلافات خانوادگی خودتان را حل و فصل کنید و لذت آرامش پایدار را تجربه کنید.
 

 

 چگونه قلب خود را آماده نور حق کنیم؟

اگر بپرسید که چگونه قلب ما به این نورانیت می‌رسد، پاسخ پذیرش ولایت حق است. باید ایمان و اعتماد خود را به خداوند تقویت کنیم و او را حاکم مطلق دل خود قرار دهیم. باید امیال خود را در جهت خواست الهی مدیریت کنیم و هر چیزی که بخواهد با خواست و اراده خداوند مخالفت کند را نفی کنیم. باید تسلیم در برابر پروردگار باشیم و خودمان را دست اراده او بسپاریم. در چنین شرایطی است که نور وحدت در میان زن و شوهر جاری می‌شود و می‌توانند میوه‌های مبارک آن را بچینند. حس خوب امنیت، آرامش، پیشرفت و تعالی و رود جاری مهر در پای درخت پر ثمر عشق در پرتو نور وحدت الهی به بار خواهد نشست.

 

تمرین راز پیروزی است

برای رسیدن به قلبی که حاکم مطلق آن خداوند است به تمرین نیاز داریم. باید هرروز مراقب اعمال خودمان باشیم و از خود بپرسیم آیا این همان چیزی است که خداوند خواسته است؟ خداوند خیر مطلق است و جز خیر از او صادر نمی‌شود. معنای اینکه ما همان چیزی را انتخاب کنیم که خدا برای ما انتخاب کرده این است که ما فقط خیر را برای خود انتخاب کنیم و به‌این‌ترتیب شر را از خود دور کنیم.

با تمرین‌های منظم و روزانه می‌توانیم خود را در شرایطی قرار دهیم که فقط خیر که همان خواست حضرت حق است به‌سوی ما بیاید و در خانواده‌ای مستحکم به آرامشی برسیم که هرگز بدون ازدواج و تشکیل خانواده امکان تجربه‌ی آن برایمان فراهم نبود. در این شرایط دیگر شکایت نمی‌کنیم که من نمی‌توانم با تو در این خانه زندگی کنم و بگوییم این خانه یا جای من است یا جای تو؛ بلکه آرزو می‌کنیم هرگز این روزهای باهم بودنمان به پایان نرسد. آرزویی که شهدا و همسران ایشان داشتند و شهادت بابی شد تا در جهان دیگر هم کنار هم باشند و باهم به سر ببرند.

اکنون شما دوست عزیز به این صحبت‌ها خوب فکر کن و انتخاب کن که آیا می‌خواهی با همسرت تا ابد ـ حتی در جهان دیگر ـ با خوشبختی زندگی کنی و از او خسته نشوی؟ راهش این است که هردو، دل‌هایتان را منور به نور وحدت‌آفرین حضرت حق کنید که این خداوند است که مالک دل‌هاست.

و خوبی‌هایت بیشتر خواهد شد اگر با اشتراک گذاشتن این مقاله دست دیگران را هم بگیری و این راه‌حل واقعی را به آن‌ها هم هدیه کنی.

 

نویسنده: سید حسین مدارایی

منبع: وب‌سایت عالم برتر

 


پی‌نوشت:

[1] - قرآن کریم – سوره مبارکه آل‌عمران: 103

 [2] - ترجمه قرآن کریم - آیت‌الله مکارم شیرازی

[3] - قرآن کریم – سوره مبارکه الأنفال:۶۳

[4] - بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری ۱۳۸۹/۱۲/۱۹

 [5] - من در آسمان و زمینم نگنجم، ولی در دل بندۀ مؤمنم جای‌گیرم (عوالی اللئالی؛ ج 4، ص 7؛ بحارالانوار؛ ج 55، «کتاب  السماء و العالم»، «باب العرش و الکرسی و حملتها»، ص 39؛ المحجة البیضاء؛ ج 5، ص 27، «کتاب شرح عجائب  القلب»؛ احیاء علوم الدین؛ ج 3، ص 17).

 [6] - «قلب مؤمن میان دو انگشت از انگشتان خداوند قرار دارد و آن را هرگونه بخواهد می گرداند.» در بحارالانوار؛ ج 67،  باب 44، ص 39، آمده است: قلب المؤمن بین اصبعین من اصابع الرحمن؛ و نیز عوالی اللئالی؛ ج 1، ص 48، فصل 4،  ح 64؛ ج 4، ص 99، ح 139.

[7] - انسان شناسی در اندیشه امام خمینی (س)

 [8] - بیانات در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیأت دولت و هیأت رئیسه مجلس  ۱۳۹۰/۰۱/۱۵


چاپ  

نظرات (0)

شما اولین نفری باشید که نظر خودتان را ثبت می کنید.

نظر خود را اضافه کنید.

  1. شما میهمان ما هستید. نظر شما برایمان بسیار ارزشمند است. اگر هنوز عضو خانواده عالم برتر نیستید لطفا ابتدا ثبت نام کنید و سپس وارد شوید.
0 کاراکتر ها
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

حتما این مطالب را هم بخوانید