پاسخ به چند شبهه در مورد طب اسلامی

پاسخ به چند شبهه در مورد طب اسلامی

طب سنتی بازدید: 181

باتوجه به جهش پیش آمده در به کارگیری و ترویج دستورات اسلامی در طب، پس از آشکار شدن علائم ناکارمدی طب جدید در این دوره، افرادی آگاهانه یا ناآگانه تلاش می کنند تا با طرح شبهاتی، طب اسلامی را ناکارآمد جلوه داده و مردم مومن را نسبت به آن بد بین نمایند. از این تصمیم گرفتم با نگارش این مقاله به رایج ترین شبهات مطرح شده پاسخ دهم. لحن و بیان این مقاله مشابه مقالات علمی است و امیدوارم در فرصت دیگری بتوانم آن را ویرایش و ساده تر کنم. 

1- روایات طبی ما معتبر نیست

یکی از شبهاتی که در مورد طب اسلامی مطرح می شود معتبر نبودن روایاتی است که اطباء برای درمانگری به آن ها استناد می کنند. مخالفین معتقدند که این روایات دچار ضعف سند هستند و نمی توان برای اخذ دستورات درمانی و معالجه از آن ها بهره مند شد. حتی برخی معتقدند که غالب این روایات توسط عطارها برای بازارگرمی جعل شده است. اگرچه چنین شبهه ای در این جا وارد نیست و خللی در کار طبیب ایجاد نمی کند تصمیم گرفتم پاسخ کامل تری را برای دوستان عزیز بیان کنم تا دلیل منتفی بودن اشکال فوق آشکار شود. 

توضیح مطلب اینکه آنچه از روایات اسلامی به دست می آید سه دسته علم است. یا علوم عقلی و فلسفی است. یا علم فقه است و یا علوم تجربی است. آنچه از این سه دسته تعبدی محض است تنها دسته دوم یعنی علم فقه و احکام است. چون دانش بشری عاجز از فهم کنه این علم است، راهی وجود ندارد جز اینکه به پیامبر (ص) و ائمه معصومین علیهم اسلام مراجعه کنیم و احکام را از ایشان اخذ کنیم. از این رو باید به طور یقینی اطمینان پیدا کنیم که روایتی که به حکم را به آن مستند می سازیم از معصوم علیهم السلام به دست ما رسیده است؛ چون هیچ راه دیگری برای بررسی صحت این دانش وجود ندارد و تعبدی محض است. یعنی معصوم که چنین دانشی را در اختیار دارد ابلاغ می فرماید و ما از او پیروی می کنیم. اما در مورد دو دانش دیگر اگرچه روایت ضعف سند داشته باشه و با بررسی سلسله روات نتوانیم به این نتیجه برسیم که این اخبار از معصوم علیهم السلام به دست ما رسیده راه بررسی همچنان باز است. مثلا در مورد علوم عقلی اگرچه پیچیدگی دانش فلسفه موجب می شود به سادگی عقل بدون هدایت معصوم علیهم السلام به آنچه ایشان فرموده اند دست نیابد و تربیت بک مربی کامل  و جامع یعنی امام معصوم مورد نیاز فیلسوف است، با این حال لازم نیست از طریق سلسله راویان صحت روایت بررسی شود؛ بلکه کافی است عقل محتوای روایت را مورد بررسی و تعمق و تعقل دقیق قرار دهد و در نهایت آن را تصدیق یا رد کند. در مورد علوم تجربی مانند طب هم همین امر صادق است. یعنی می توانیم دستورات طبی رسیده از معصوم علیهم السلام را مورد آزمایش و بررسی و تحقیق تجربی قرار دهیم و متوجه شویم که بعنوان مثال مصرف ترکیبات گیاهی یک بیماری برای درمان آن بیماری واقعا موثر است یا نه؟ خوشبختانه این اتفاق در کشورهایی مانند هندوستان که جزء کشورهای پیشرفته در زمینه تحقیقات پزشکی است اتفاق افتاده و صحت بسیاری از دستورات طبی معصومین علیهم السلام به صورت تجربی به اثبات رسیده است.

2- در مورد همه چیز در روایات ما بحث نشده

یکی دیگر از شبهات مطرح شده برای کنار گذاشتن روایات معصومین علیهم السلام کامل نبودن آن است. بعنوان مثال در مورد بیماری های نوظهور و جراحی های پیچیده گفته می شود که این روایات به آن نپرداخته است. این بحث نیز دارای پیچیدگی نبوده و دفع شبهه بسیار آسان است. اول آنکه طب اسلامی بنا دارد با معرفی یک سبک زندگی سالم، سلامتی و صحت بدن را تامین کند و این کاملا عاقلانه است. برخلاف طب مدرن که به طور نابخردانه ای منتظر ظهور بیماری می نشیند و سپس به دنبال علاجی برای آن می گردد. وقتی این دانش به مادی گری و طمع سیری ناپذیر کسب ثروت آغشته می گردد، اشکالات وارد به آن بیش از پیش افزایش می یابد؛ لکن دانش طب اسلامی در ابتدا تلاش می کند با دستوراتی ساده و قابل فهم برای همه، از بروز بیماری پیشگیری کند. سپس در مرحله درمان اگرچه همه چیز را به طور صریح مطرح نکرده است، مبانی لازم را به دست می دهد و جای تحقیق و توسعه و تعمق در آن وجود دارد. از نمونه های موفق چنین پژوهش هایی درمان سرطان های مختلف به طب اسلامی است که دستورات لازم برای درمانگری از تعمق در روایات و دستورات اسلامی اتخاذ گردیده و در تحقیق و تجربه، صحت آن ها به اثبات رسیده. این در حالی است که طب جدید همچنان از درمان بیماری های ساده تری مانند دیابت عاجز است و قطع عضو را تنها راه علاج عضو آسیب دیده می داند.

 

3- در مورد عرقیجات روایات نداریم

بر خلاف دو اشکال قبلی که از سوی مخالفین طب اسلامی طرح شده، این اشکال توسط موافقین و پیروان طب اسلامی مطرح می شود و تلاش می کنند با طرح این موضوع که روایات اسلامی، روایتی در مورد مصرف عرق گیاهان دارویی را در خود ندارد، با طب سنتی که از عرقیجات برای درمانگری استفاده می کنند مخالفت نموده و آن را دارویی بی اثر و بی ثمر جلوه دهند که نباید تجویز و ترویج شود. به نظر می رسد که با پاسخ به دو سوال قبلی، پاسخ به این سوال نیز روشن باشد. به همین دلیل این سوال را در امتداد دو سوال قبلی مطرح کرده و به پاسخ آن می پردازم.

اگرچه در طب اسلامی روایاتی صریح در مورد مصرف عرقیات نداریم؛ لکن منعی هم نداریم. یعنی روایتی پیدا نمی کنید تا با مصرف عرق گیاهان دارویی مخالفت کرده، آن را مضر دانسته یا مصرف آن را منع کرده باشد. در این جا علمای اسلامی می گویند، وقتی امر و منع وجود نداشته باشد، آن مورد جزء موارد مباح بوده و انسان در انجام یا ترک آن مختار است. بنابراین می توان این مورد را هم تحقیق و بررسی تجربی نموده و چنانچه عرقیجات می توانند جایگزین داروهای شیمیایی و مدرن شده و بدون آنکه عوارض آن ها را داشته باشند بیماری را درمان کنند، طبیب مجاز به تجویز و بیمار مجاز به مصرف است و مخالفت این گروه پایه و اساس محکمی ندارد.

 

نویسنده: سید حسین مدارایی

منبع: عالم برتر

 

 

چاپ

حتما این مطالب را هم بخوانید